المحقق السبزواري
456
روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )
با ايشان شريك نباشم و در گرسنگى و سختى با ايشان موافقت نكنم ؟ » ابن عبّاس گويد : « خلق بسيار بگريستند و من نيز بگريستم . گفتم : اى امير المؤمنين ! چه شود اگر جامهء نو بپوشى ؟ فرمود : به درستى كه حقّ تعالى امر فرموده مر پادشاهان اسلام را كه خوردن و پوشيدن ايشان مانند خوردن و پوشيدن فروترين كسى از رعيّت باشد تا توانگران در زندگانى اقتدا به ايشان كنند ، و ضعيفان و محتاجان به سبب فقر و فاقه اندوهگين نباشند . » نقل كردهاند كه روز عيد ضعفا و مساكين بر در خانهء حضرت امير المؤمنين جمع گشتند [ 116 ب ] ، و حضرت بيرون آمد و خازن را بفرمود تا در خزانهء بيت المال بگشود و سيصد هزار درهم به درويشان نفقه كرد . پس ، به عيدگاه بيرون رفت و نماز كرد و چون بازگشت ، با او به خانه رفتيم . در خانه نانها كه پخته بودند از آرد جو بود بىروغن . گفتم : « اى امير المؤمنين ! اگر فرمودى كه از اين مال يك درم روغن مىخريدند چه مىشد ؟ » حضرت فرمود : « مىخواهى كه در مجمع قيامت مرا شرمنده كنى و داغ خيانت بر ناصيهء من كشى ؟ و اللّه كه على را هيچ نعمت بزرگتر از آن نيست كه در موقف قيامت از خجالت و رسوايى خيانت ايمن گردد . » حكايت آوردهاند كه در آن وقت كه حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - از اين خاكدان فانى به عالم باقى انتقال نمود ، حضرت امام حسن و امام حسين و اشراف بنى هاشم جسد مطهّر آن حضرت را برده ، در نجف اشرف « 1 » دفن نمودند . و در وقتى كه مراجعت
--> ( 1 ) . چون حضرت امير المؤمنين على ( ع ) را در مسجد كوفه زخم رسيد ، وصيّت كرد كه بعد از وفات ، جسد مباركش را بر شترى بار كنند و آن را روانه سازند ؛ هرجا كه شتر فرود آيد ، آنجا او را دفن كنند . بنا به روايت شيعه قبر حضرت پنهان بود تا در سال 175 ق . هارون الرّشيد در هنگام تعقيب نخجيرى ، قبر را يافت . ابن حوقل نقل كرده كه ابو الهيجاء ، امير طايفهء آل حمدان ، كه از سال 292 تا 317 ق . حكومت داشت ، گنبدى عظيم و مرتفع بر قبر حضرت بنياد گذارد و در سال 366 ق . عضد الدّولهء ديلمى ضريحى بر روى قبر نهاد كه تا روزگار حمد اللّه مستوفى - يعنى ، قرن هشتم باقى بوده است . لسترنج ، صص 83 و 84 .